تبليغاتX
عشق و دوستی اقوام زاگرس نشین

سالروز شهادت امام علی(ع) تسلیت باد


سالروز شهادت مولاي متقيان اميرمومنان حضرت علي عليه السلام بر عموم حق طلبان جهان تسليت و تعزيت باد

   اي کاش علي شويم و عالي باشيم

                   هم سفره کاسه سفالي باشيم

                             چون سکه بدست کودکي برق زنيم

                                            نان آور سفره هاي خالي باشيم

در اين ليالي گرانقدر عاجزانه التماس دعا دارم....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در جمعه 1388/06/20 و ساعت |
فرارسیدن ماه مبارک رمضان رو  پیشاپیش به همه عزيزان تبریک میگم انشالله که همه اونایی که به سن تکلیف رسیده اند تو ماه رمضان  بتونن  از برکات این ماه عزیز استفاده کنند

به بركت ماه رمضان براى مسلمان فرصتى پيش مى‌آيد كه بايد از آن در جهت تقويت حيات معنوى و نشاط مادّىِ خود استفاده كند. يكى از درسهاى بزرگ ماه رمضان كه در خلال دعا و روزه و تلاوت قرآن در اين ماه بايد آن را فرا بگيريم و استفاده كنيم، اين است كه با چشيدن گرسنگى و تشنگى، به فكر گرسنگان و محرومان و فقرا بيفتيم. در دعاى روزهاى ماه رمضان مى‌گوييم: «الّلهم اغن كلّ فقير. الّلهم اشبع كلّ جائع. الّلهم اكس كلّ عريان». اين دعا فقط براى خواندن نيست؛ براى اين است كه همه خود را براى مبارزه با فقر و مجاهدت در راه ستردن غبار محروميت از چهره‌ى محرومان و مستضعفان موظّف بدانند. اين مبارزه، يك وظيفه‌ى همگانى است. در آيات قرآن مى‌خوانيم: «أ رأيت الّذى يكذّب بالدّين. فذلك الّذى يدعّ اليتيم. و لايحضّ على طعام المسكين». يكى از نشانه‌هاى تكذيبِ دين اين است كه انسان در مقابل فقر فقيران و محرومان بى‌تفاوت باشد و احساس مسؤوليت نكند. در ماه رمضان، به بركت روزه، طعم گرسنگى و تشنگى و نرسيدن به آنچه اشتهاى نفس انسان است را درك كرديم و چشيديم. اين بايد ما را به احساس مسؤوليتى كه اسلام در قبال مسأله‌ى مهمّ فقر و فقير از يكايك مسلمانان خواسته است و بر دوش آنان وظيفه نهاده است، نزديك كند.

بعضى از مشتهيات نفسانى هم حلال است. اما اين‌كه انسان دهنه‌ى نفس را بردارد، نفس خود را بى‌مهار و بى‌دهنه رها كند و اسير مشتهيات آن شود، همان چيزى است كه اميرالمؤمنين (عليه‌الصّلاةوالسّلام) در نهج‌البلاغه فرمودند: «حمل عليها اهلها»؛ او را روى اسب سركشى انداخته‌اند كه دهنه‌ى آن دست اين شخص نيست و اسب سركش هم او را مى‌برد به پرتگاه پرتاب مى‌كند. هواى نفسانى انسان را به سمت گناهان مى‌كِشد.

انشاالله همگي توي اين ماه موفق بشوند.

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه 1388/05/30 و ساعت |
سلام دوستان عزیز بازم آقای دکتر علیمرادیان اینم بگم خیلی وقت هست که این موسسه در تهران کار خود رو آغاز کرد است.

در بلوار میرداماد تهران موسسه ای هست متعلق به نهاوندیانی که در تهران ساکن هستند. نام این مرکز موسسه علیمرادیان است و در حوزه فرهنگی فعالیت می کند.  در این موسسه برنامه های متنوعی برگزار می شود. یکی از این برنامه ها یک کلاس مولوی شناسی است. استاد این کلاس آقای دکتر شهبازی از همشهریان عزیزمان هستند. البته علاوه بر این کلاس، برنامه های دیگری نیز در این مرکز برگزار می شود. مسئولین این موسسه از اشنایی با تمامی دوستان همشهری که در تهران هستند بینهایت خوشحال خواهند شد. این موسسه در بلوار میرداماد قرار دارد دارای سایت اینترنتی است و این هم شماره تلفن آن: 22256675
این خبرهم برای دوستانی که در تهران ساکن هستند بکار خواهد آمدم

اما دوستداران تاریخ و داستان‌ ايران‌ - از سقوط‌ نهاوند تا مرگ‌ افشين‌ (به‌ روايت‌ دكتر زرين‌كوب‌) [1] را از این پنچره ببینید که چرا نهاوند سقوط‌ كرد؟

تا دیداری بعد حق یارتان باد

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 1387/08/23 و ساعت |
خوشبختی و بدبختی چیست و چگونه بدست می آید ؟
اگر کسی مانند یک خبرنگار در شهری از همه مردم بپرسد که شما از زندگی چه می خواهید و می خواهید به چه چیزی برسید و چه چیزی را بدست آورید و از چه چیزی متنفر و بیزارید ، شاید جوابها گوناگون باشد ولی همه در این مسئله اشتراک دارند که خوشبختی را می خواهند و از بدبختی بیزارند . هیچ انسانی نیست که هدفش خوشبخت شدن و بدبخت نشدن نباشد . اما خوشبختی و بدبختی چیست و چگونه بدست می آید ؟ در اینجاست که مردم دسته دسته شده اند و بعضی راه را گم کرده اند و ندانسته اند که چگونه بطرف خوشبختی رفته و از بدبختی بگریزند . راستی شما چگونه خوشبختی رو چستجو میکنید؟

نکنه مثل این دوست وبلاگ نویس دنبال خوشبختی هستین آخ این دوست عزیز خوشبختی رو نه فقط برای خودش نمیخواد بلکه دوست داره همه خوشبخت بشنه فضول نهاوند خدای شعر قنگی نوشت در قسمت پیام مدیر اینجا من چند خط از اونو نوشتم چهت مشاهده مابقی شعر به وبلاگ فضول نهاوند سربزنید:

دغدغه ما سامان یافتن شهری کهن است شهر ما با وجود قدمت۶۰۰۰سال ودوبار پایتخت بودن در طول تاریخ همچنان محروم است به حقش نرسیده است برای رسیدن به این هدف همشهریان رابه یاری می طلبیم ما براي آنکه ايران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ايم
ما براي آنکه ايران گوهر تابان شود
خون دلها خورده ايم
ما براي بوييدن بوي گل نسترن
چه سفرها کرده ايم
ما براي نوشيدن شورابه هاي کوير وو...

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه 1387/05/04 و ساعت |
اره داشتم وب گردی می کردم با یه وبلاگ برخورد نمودم گفتم شاید بعد آدرس اون بزارم تا شما دوستان هم یه سر بهش بزنید به این آدرس آخرین مطلب این وبلاگ برای من عجیب بود و نظراتش غزل خداحافظی
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت |

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 1385/09/27 و ساعت |
سه تاست . اولي ,  اغناي محض . به هيچ چيز ديگري نياز نيست . دوم آينده وجود ندارد . همين لحظه عشق ابديت دارد ,  نه لحظه بعد – نه فردا – نه ا ينده . و سوم ,  وجودت از ميان بر ميخيزد ,  ديگر وجود نداري .اگر هنوز وجود داشته باشي معني اش اين است كه هنوز وارد معبد عشق نشده اي .

وقتي كسي احساس كرد عاشق است اين سه چيز براي او معيار سنجش قرار خواهد بود . ايد نظارت كند ببيند كه ايا اين سه چيز در او رخ ميدهد يا نه . اگر رخ نميدهد معني اش اين است كه اين نه عشق بلكه ميتواند چيزهاي بسيار ديگري باشد .  عشق پديده بزرگي است : ( منظور اينجا كلمه عشق است كه در معاني متفاوتي به كار ميرود نه عشق حقيقي كه آن سه معيار برايش ذكر شد) ميتواند اشكال متفاوتي داشته باشد و ميتواند شهوت باشد . ميتواند تمايل جنسي باشد . ميتواند احساس مالكيت باشد . ميتواند صرفا مشغله براي اينكه تنهايي شما را پر كند باشد چون حضور شخص ديگر باعث احساس امنيت شما ميشود .

عشق حقيقي يعني توقف فكر – وقتي با هم هستيد فكر را كنار بگذار در چنين حالتي است كه به هم نزديك خواهيد شد . روابط خودتان را تبديل به يك پديده مقدس كنيد . اگر چنين نباشد پس بدان كه اين عشق نيست ; امكان ندارد .

تكريم و ستايش دومين چيز است . در حضور معشوق و محبوب احساس ستايش كنيد . اگر نتواني تقدس را در وجود محبوبتان ببيني , پس اين تقدس را در هيچ كجا نخواهي ديد .چگونه خدا را در يك درخت ميتواني ببيني اگر هيچ رابطه اي بين تو و درخت نباشد . اگر بتواني خدا را در وجود معشوق حس كني  دير يا زود او را در همه جا حس خواهي كرد زيرا همين كه اين در براي اولين بار گشوده شود – همين كه نظري به خدا در هر شخصي بيندازي , ديگر قادر نخواهي بود كه اين نظر را فراموش كني .

فرق بين دوست داشتن و عشق ورزيدن و فرق بين عشق معمولي و عشق روحاني در چيست ؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 1385/09/25 و ساعت |
سلام به همه دوستان. این قضیه خلیج فارس رو که شنیدید؟ می گم اگه این وبلاگ نویسها نبودن، سیاستمدارهای ما باید چی کار میکردن؟ یا وزارت آموزش و پرورش ووو.. که دارند زبان ماهم به عربی تبدیل می کنند.

اما دوستان م ماکجای کاریم نمی دونم شما هم در مسابقات اخیر که در دوهه قطر برگذارشد زمانی که آقای رضازاده برای دریافت مدال رفت بالای سکو این رو شنید ید که گوینده سالن گفتند چمهوری عربی ایران اره جانم خلیچ فارس جای خود را دارد و از حاظرینی هم که در آنجا بودند کسی اعتراض  نکردن

این جریان خلیج فارس و اعتراض به عربی نامیدن آن در بین وبلاگها خیلی جالب هست.به نظرم باید اعتراض کرد و آنرا خیلی جدی گرفت. یکی از کارهایی که میتوانیم انجام دهیم بغیر از ارسال ایمیل و اعتراض به موسساتی که این خلیج را عربی میخوانند که البته بهترین شیوه نیز هست . کاری بکنیم که هرکی خلیج عربی را جستجو کرد بفهمد که اشتباه کرده است ادامه ادامه مطلب و منبع خلیج فارس ایران خلیج همیشه فارس

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 1385/09/20 و ساعت |

برسی برای دیدن نقشه ایران کلیک کنید هویت  نهاوند و نهاوندیان که آیا نهاوندیها  لر هستن یا نه با نیم نگاهی به گذشته تاریخی این شهر و نگاهی به آداب و رسوم مردم آن می توان به لر بودن یا نه بودن مردم آن پی برد نظر به اینکه پراکندگی جقرافیایی گویش لری سبب و جود شاخه های گوناگونی شده است که گویش نهاوندی نیز یکی از آنهاست با مجموعی تفاوت ها و شباهت ها و ویژگی های منحصر به فرد خود این  گویش را نیز یکی از زیر شاخه های لری دانسته اند اما آنچه آشکارست این است که میان گویش نهاوندی و گویش دیگر بخش ها لرستان که لر نامید می شوند تفاوتی وجود دارد و این گویش در بعضی مناطق شهری بیشتر از لری به پارسی نزدیک است و در بیشتر مناطق روستای به زبان لری و لکی هم سخن می گویند

آنچه مرا به این وادشته در این پست در مورد نهاوند و هویت قومی این دیار مطلبی درج نمایم در قسمت نظرات با نظر بعضی از بازدیدکنندگان برخورد نمودم که در مورد این دیار مطلبی را درج نمود اند و برای من جالب و سوال برنگیز بود ملاحظاتی در باب نهاوند لر نشین جالبتر از آن نظرات یکی از بازدیدکنندگان این مقاله است که فرمود اند( آقای لر دو ایتشه عزیز . نهاوندی اگر لر هم بود به لر بودن خود هم افتخار میکرد. به لرهایی با چنان سابقه تاریخی درخشان. عزیز لر و هم لهجه آیا شما میتوانید بگویید با یک سفر ظاهری به نهاوند و آدرس پرسیدن تمام تحقیقات محققان نهاوندی را زیر سوال ببرید ؟تحقیقات دکتران و استادان دانشگاه تهران را ؟ با تشکر از شما هم میهن و هم لهجه دلاور)

یا در قسمت نظرات یکی از پست های همین وبلاک با نظر همشری عزیز امیرحسین شهبازی نویسند وبلاک یک ذهن زیبابرمی خوریم که ایشان فرمود اند.

واقعا متاسفم که شما ما نهاوندها رو با لرها مقایسه میکنید من یک نهاوندی هستم که در شهر بروجرد تحصیل میکنم اونها که خودشان در استان لرستان هستن سنگ لرها رو به سینه نمیزنن وخودشان را جدا میداند اونوقت شما دارید خودتونو میکشین واسه لرها در ادامه فرمودن من نمیگم لرها آدمای بدی هستن و واسه ما افت داره که جز آنها باشیم من میگم ما نهاوندی هستیم .............نهاوندی. خوب من هم می گویم و میدانم که ما نهاوندی هستیم اما اینجا این سوال برای من پیش آمد مگر نه اینکه برای روشن شدن هویت هر فرد یا قومیت هر شهر رو دیار باید به گذشته تاریخی آن و آداب و رو سم و سنن  مردمی که در آن دیار زندگی می کنند برگشت در اینجا می توان گفت که بر داشت و تصورات هر فردی از تاریخ و هویت نهاوند و قومیت این دیار به  گونه ای تصور شده است که یکی از این تصورات زبان گویش آنها است و دوم  تقسیم مات استانی چنانچه تقسیم مات استانی را دلیل جدا شدن نهاوند از لر بدانیم  در اینجا هویت مردم را ندید گرفتم و اگر هم زبان گویش را ملاک قرار دهیم باید گفت بدون رفتن به تاریخ گذشته آن با توچه به لهچه های گویشی که در مناطق روستای و  شهرستان نهاوند وجود دارد باید گفت که مردم این دیار لر هستن چناکه میدانیم نهاوند در تقسیم مات استانی در استان همدان قرار دارد

 اگر هم موقعیت جقرافیای باعث جدا شدن است باید گفت که قومیت ترک زبانان از لحاظ پراکندگی موقعیت جقرافیای از قوم لر پراکند ترند و در گویش نیز لهچه های آذری از لر بیشتر است یکی از این لهچه های گویش مردمی در همین همدان خودمان و دیگری گویش تبریزی یا قزوینی تا استامبول و آنکارا خوب در اینجا چه باید گفت آیا ترک هستن یا نه

 نمی دانم شاید قومی که بعضی ها در مورد  لر نبودن آنها سخن گفته و تاریخ نوشتن زمانی در این دریار زندگی می کردند و در این زمان تکامل یافت اند هم چنان  که دیگر عناصر طبیعت در حال تقییر  هستند آنها نیز تعقیر نمودند. ولی تا آنجای که من دیده ام هشت پشت من در این دیار به خاک رفته اند و تاریخی دارند که حکایت دور و درازی  برای خود دارند.

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت |

nahavand

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت |